جعفر شهرى باف

156

طهران قديم ( فارسى )

توسل به سقاخانه مىجستند از منافع ديگرشان بود كه نصيبشان ميگرديد . دربارهء اهميت بست و حمايت اين سقاخانه‌ها و جسارت متوليان آنها همين بس كه اگر كسى حتى قتل نفس كرده خود را به پاى آن مىرساند هيچ قدرتى را توانايى آن نبود كه وى را دستگير و مجازات بكند و خدام و منتسبان به آن كه از هر جرم و جريمه و پيگرد در امان مىبودند ، با اين شاهد كه چون كنسول آمريكا عكس از سقاخانه‌ى بازارچه‌ى آشيخ هادى برميدارد و مردم به اشاره‌ى متوليان بسرش ريخته و تكه تكه‌اش مىكنند ، دولت وقت قادر به دستگيرى مسببينش نمىگردد تا منجر به قطع رابطه ميان دو دولت مىشود . آب شهر تا اينكه موقعيت شغل سقايى بهتر روشن شود مقدمتا لازم است دربارهء وضع آب شهر و استفاده‌ى از آن توضيح بدهم : آب تهران عموما توسط نهرها و جوىهاى روبازى تأمين ميگرديد كه تمام كثافات و فضولات معابر و خانه‌ها نيز در آنها سرازير و تنها اماكن و خانه‌هايى مىتوانستند از آب تميزتر استفاده كنند كه در سرآبها يعنى نزديك مظهرهاى قنوات و چشمه‌ها قرار داشتند . اصولا تهران شهرى كم آب ، بلكه بىآب بود كه اين امر از مشكلاتش به حساب مىآمد و يكى از موانع توسعه و پيشرفتش همين مسألهء بىآبى بود كه غربا و شهرستانيها را به سوى خود نمىكشيد ، هرگز دولت به فكر چارهء آن برنيامده بود و همواره اين خود مردم ، يعنى ثروتمندان و خير انديشان بودند كه به خاطر شهرت يا به خاطر خدا دامن همت به كمر زده با حفر قناتى آبرسانى مىكردند . چون تهران فى نفسه فاقد شط و رودخانه و آب‌راه بود ؛ لذا ، آب آن وسيلهء قنوات و كاريزها در دسترس قرار مىگرفت و از اين جمله بود قناتهاى شاهى به نام : قنات شاه يا آب شاه ، قنات مهرگرد يا آب مهرگرد ، قنات حاجى عليرضا يا